از کوچه باغ های قمصر کاشانکه آن روز از ترس "او" می دویدمشتا بن بست خلوت "تو"که موضع قرارم با تو بودیک بزرگراه طویل فاصله استو منهمه راه را دویده امببین نفس زدنم را... حالا که اینجا هستمنیمی اشک فرات...ما را در سایت اشک فرات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: يکشنبه 15 تير 1399 ساعت: 5:41
در قرنطینه بودیمکه چهار فصل داستان "خواب های نا تمام" ات راآرام آرام، مرور می کردمو توقهرمان همه فصل ها بودی:...فصل اول؛ باران شهر شلوغ بودمادرها در هیاهوی غبارها گم شده بودندهوای گرفته ا اشک فرات...ما را در سایت اشک فرات دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 140 تاريخ: يکشنبه 15 تير 1399 ساعت: 5:41